خودکار بیک

به احترام تمام لحظه های زمینی بودنم

خودکار بیک

به احترام تمام لحظه های زمینی بودنم

جمعه, ۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۲۴ ب.ظ

صرفِ فعلِ زی.

واقعیت اینه که تمام امید به زندگیِ این روزام خلاصه میشه تو یه لیست که برای زندگیِ بعد از کنکورم نوشتم. هیچ درکی از حالِ حاضرم برای نوشتن ندارم. شاید بخاطر همین هم مدتها نمینوشتم. حالا فقط چهل روزِ دیگه مونده. نمیدونم برای زمان هایی که طی کردم دلتنگ میشم یا نه. اما مطمینم الان خیلی قوی تر از گذشته ام. تو چشمای دختری که این روزا رو سنگ فرشای خیابون راه میره، دیگه اثری از اون ادمِ سابق نیست.

موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۰۵
فاطمه (خودکار بیک)

نظرات  (۱۳)

وقتی طوفان تمام می‌شود، یادت نمی‌آید چطور از دل آن گذشتی، چطور از آن جان به در بردی. حتی مطمئن نیستی که آیا واقعا طوفان تمام شده است یا نه. اما در این میان یک چیز قطعی است. وقتی طوفان را پشت سر می‌گذاری دیگر همان آدم قبل از وقوع طوفان نیستی. همه‌ی قصه طوفان همین است. 

هاروکی موراکامی
پاسخ:
لعنتی *___*
و آدم هیچ‌وقت نمی‌فهمه چی‌شد که این‌طور شد.
پاسخ:
دقیقا. 
((-:تو میتونی
پاسخ:
امیدوارم:)))
آه فرزندم زنده ست
خداروشکر ^_^
پاسخ:
کم کم خودمم داشتم نگران میشدم :دی
من چقدر حال این روزاتو میفهمم و واقعا کنکور ایده مزخرفیه که آدم رو از دنیای دبیرستانی بیرون میکشه :|
ولی با همه اینا بعدا دوسش داری فک کنم و موفق باشی، خیلی :*
پاسخ:
خیلی سریع و بی رحمانه بیرون میکشه. 
مچکرم*__*
نمیدونم فقط تو ایران اینطوریه یا جاهای دیگه هم هست که کنکور انگار یه چیزیه بین دو زندگی مجزا. واسه خیلیا هم که سرنوشت سازه، کل زندگیش توی اون ۴ ساعت تعیین میشه
پاسخ:
تعیین کنندگی لعنتی ترین قسمتشه! متاسفانه ایران جزو اون محدود کشورهاییه که هنوز توش کنکور برگذار میشه. 
به این فکر کن که بعد از این همه بدبختی دانشگاه قبول میشی و یه پسر خوشگل و پولدار پیدا میکنی و از تجرد میای :دی
پاسخ:
ای بابا :دی
اصلاح میکنم در میای* :)
منم از اون لیست ها دارم! فقط میخوام روز کنکور زودتر بیاد و بره. 
پاسخ:
اعلام نتایج *_*
عالییی
پاسخ:
مچکرم.
موفق باشی خودکاربیک و میشی مطمینم.
امروزاخرین امتحان نهایی بود من هم بایدکم کم استارت ورودبه طوفان روبزنم.

پاسخ:
برات ارزوی پایداری و اراده دارم. 
۲۷ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۳۴ آقای سر به هوا ...
یه حس نابی هست ، وقتی از سر جلسه میای بیرون و برمیگردی خونه .
میری تو اتاقت و نگاه میکنی میبینی تموم شد . دیگه چیزی نیست که نگرانش باشی یا کتاب کوفتیی نیست که مجبور باشی از همه چیزت براش بزنی .
شبش میری یه بستنی میزنی و تا صبح بیدار میمونی تا جیگرت حال بیاد که من دیگه بیکارم !
پاسخ:
تصورشم حالمو خوب کرد..
وقتی یه لحظه به خودت میای میبینی دیگه لازم نیست بلندشی بری سراغ دفتر کتاب و دغدغه ای نداری خیلی خوبه...
پاسخ:
دست کمی از فردوس نداره.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی