خودکار بیک

به احترام تمام لحظه های زمینی بودنم

خودکار بیک

به احترام تمام لحظه های زمینی بودنم

سه شنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۴۲ ق.ظ

2.خالی؟

الان که دارم اینو مینویسم مشهدم و توی حرم. شبیه “خالیاز اقا ابی خالی از عاطفه و خشمم و تنها چیزی که دغدغه ی فکریم شده لاک لب‌پر شده انگشت اشاره ی دست راستمه. پشت سریم داره میگه تا صب صلوات بفرستین ثواب ۱۷۰ سال عبادته. از صداهای پشت این حرفا خسته شدم. از ادمایی که فکر نمیکنن. ادمایی که مسیر فکری که از بچگی باهاش بزرگ شدن رو بدون ذره ای دخالت دادن انتخاب شخصی پذیرفتن. کجاست اراده ی بشریت؟ 


صدای اینایی که گریه میکنن اذیتم میکنه. برام جالبه که چیزی دارن که باهاش ارامش بگیرن. من چی دارم؟ یادم نمیاد. ولی خب اینجا نشستم ،انتن ندارم و ته ذهنم یکی نشسته رو صندلی و پشت سر هم اسمشو صدا میزنه.بغل دستشم یکی دیگه است که داره داد میزنه. میگه بیدار شو از خواب ادم ساده خبری نیست. فکر کردن به احتمالای پنجاه پنجاه غمگین کننده است. کی میدونه؟ شایدم خبری باشه

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۳۰
فاتمز .

نظرات  (۲)


ای که مرا خـوانـده‌ای، راه نـشـانـم بـده
در شـب ظـلـمــانی‌ام، مـاه نــشـانـم بـده
یوسـف مصری ز چـاه، گـشت چنـان پادشـاه
گـر کـه طـریـق ایـن بُـود، چـاه نـشـانـم بـده
بر قـدمت همچـو خاک، گریه کنـم سوزناک
گِل شد از آن گریـه خاک، روح به جـانم بده
از دل شـب می‌رسـد، نـور سـراپـرده‌ها
در سـحــر از مشرقت، صـوت اذانـم بــده
سرخـوشـی این جـهـان، لـذت  یک آن بُـود
آنچـه تو را خـوشـتـر است، راه بـه آنـم بـده
سید حمید رضا حسینی
۱۰ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۵۳ خواننده خاموش
باز این رفت ...
الله اکبر ...جیغ !!
:دی
پاسخ:
نمیرم:)) هستم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی